زر نبرم خبر برم
دانشمندهای بی احساس

همه­ی ما از همان نخستین باری که می­رویم کنار دریا،

یاد می­گیریم در صدای دریا رازی نهفته است که آراممان میکند

و می­برتمان به آن گوشه­ی خلوتی که دلتنگی­ها و عواطفمان جا خوش کرده­اند.

شاید خیلی­هایمان برای همین دریا را دوست داشته باشیم.

دانشمندها اما بی­احساسند. میگویند رازی نیست.

بچه­ها در رحم بعد از مرحله­ای توانایی شنیدن صدا را دارند.

و آنچه می­شنوند

   آمیزه­ای از صدای ممتد فعالیت بدن مادر و صدای گنگ دنیای بیرون است.

میگویند صدای دریا ناخودآگاهمان را می­برد به آرامش پیش از تولد.

به دنیای امن رحم.

عیبی ندارد.

بگذار بگویند صدای موج­های پی در پی تنها نمونه­ایست از ضربان قلب مادر.

باشد.

این بار که کنار دریا رفتم به صدای آرامش بخشش گوش می­دهم و فکر می­کنم،

صدای قلبی­ست که آرام می­تپد.

قلب جهان ما.

همین نقطه­ی آبی کمرنگ دورافتاده که زنده است.

زنده است و قلب پرهیاهویی دارد

          که هربار زدنش بیهودگی را از میلیاردها ستاره­ی و  دنیاهای اطرافش می­زداید.


---------------------------------------------

خبری اینجا هست: 

              -  نقطه­ی آبی کمرنگ

              -  کر و کورتر از دیوار - خوابگرد
 

پيام هاي ديگران ()        link        ٢٤ امرداد ۱۳٩٢ - بهنام (ابومجد)