به همت خوابگرد

 

محبوب ترین کتاب داستانی سال

 

با دیدن فراخوان خوابگرد به عضوی از وبلاگستان بودن افتخار کردم.

هرچند از بین تمام کتاب های داستانی فارسی منتشر شده در سال 87 من فقط یکی رو خواندم . اما باز آنقدر کتاب خوبی بود که دوست دارم حتما در این فراخوان بهش رای بدم .  

نگران نباش - مهسا محب علی - نشر چشمه :

اگرچه داستان شخصیت اصلی کتاب و شخصیت پردازی شخصیت ها و روابطشون به نظرم خواندنی و روان از آب در آمده بود ، اما علت اصلی انتخاب من زمان و مکانیست که داستان در آن رخ می دهد.

تهران در کتاب "نگران نباش" درست همان تهرانی ست که می شناسم و در آن زندگی می کنم . لرزه ها ی گاه و بیگاه، تنها برخورد های درونی را شدت بخشیده و درون متلاطمش را آشکار کرده.

وقت خواندن کتاب هم در صحنه های شلوغ و پر زد و خوردش و هم در صحنه هایی که جز شخصیت اصلی فقط یک یکی دو نفر حضور دارند ،احساس کردم نویسنده درون شهر من قدم می زند و داستان آدم ها را با کمی بزرگنمایی ( آن هم به دلیل شرایط پراضطرابشان ) برایم روایت می کند .

-----------------------------------------

به نظرم اگر حتی فقط یکی از کتاب هایی که اولین بار در سال 87 منتشر شده اند را خوانده اید در این فراخوان شرکت کنید ؛

مثل هر فعالیت مشارکتی دیگری زیبایی این کارهم به استقبال ما بستگی دارد .

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید

سلام بهنام چطوری؟ چرا چیزی نمینویسی؟

امیر

من که چیزی نخوندم امسال...ولی اینی که گفتی رو می خونم :دی

نیکتا

زنان و مردان سوزان هنوز دردناک ترین ترانه هاشانرا نخوانده اند. سکوت سرشار است سکوت بی تاب از انتظار چه سرشار است!! .. ..[گل]

حمید

سلام بهنام حالت چطوره؟ به روزم اگه مجالی بود سری بزن ارشد و چه کردی؟

نیگن

هیچ کدومشون رو نخونده بودم ! من هنوز درگیر کتاب های قرون 4 تا 8 ام! [نیشخند]

من

خوبه ولی کاش کنار اطلاع رسانی های فرهنگیت یه قلمی هم به کاغذ بکشی

ساقی

خیلی وقته که از حضورتون بی بهره موندم ! خوشحالم میکنید اگه یه سر بزنید ! "حرف زدن یا حرف نزدن ... مسئله این است ! "

عطش

سلام برادر جان از لطف و محبتِ همیشه ات، همیشه ممنونم. اگه با بروز کردن وبلاگ به ما خبر بدی، تشکر ما دو چندان خواهد بود. خوندنی هستی ... [لبخند] روزگارت بخیر [گل]

هدیه .ش (باران)

سلام[گل] چقد عوض شده اینجا.خیلی وقت بود که نیومده بودم ولی الان همه متناتونو خوندم.یه جور حسه وطن دوستیه عمیقی دارن .خیلی خوشم اومد.ممنون. موفق باشید خدا بهمرات[چشمک]

حمید

سلام چند روزه میخوام بهت زنگ بزنم اما همش کار پیش میاد اما یه روز میخوام بیام ببینمت دلم برات تنگ شده