نگاهی به گذشته

برگریزان بود

                نه پاییز.

پاییز اگر بود،

باز پیاده­روها پر می­شد از برگ­های خشک زرد

شاخه­های درختان لانه­ی کلاغ­ها را آشکار می­کردند

و وقت غروب

              نسیم خنکی می­وزید.

پاییز اگر بود

             من به دنیا می­آمدم.

برگریزان بود.

درختان برگ­های خشک را رها نمی­کردند

پیاده­رو را برگ­های سبز فرش کرده بودند

و در کوچه­ها

          بادی از جهنم

                         مرگ رویاهایم را فریاد می­کرد. 

/ 3 نظر / 8 بازدید
مرتضی

سلام دوست عزیز خسته نباشی وب زیبای دارید منم تازه وبلاگی با عنوان انسان شناسی باز کردم ولی نیاز به راهنمایی و استفاده از پیشنهادات دوستانی مثل شما دارم خوشحال می شم از تجربیات شما استفاده نمایی منتظرتونم .

هانیه

سلام خیلی وب خوبی داری ازمطالبت لذت بردم امیدوارم موفق باشی وبم سربزنی دوست دارم بوس بای یادت نره هاااااااااااااااااا زودی بیا

می ترسم منم به گذشتم نگاه کنم و همین تصویر رو ببینم